|
سلام به تو دوست گلم****************************************************
اومدم بگم كه زلزله پدرمون رو در اورده*****************************************
از ديروز تا حالا 28 پس لرزه بندر وقشم رو لرزونده***********************************
ديروز ساعت 8:30 بود كه اوليش اومد (زلزله رو ميگما)********************************
تا ساعت 11:00 شب 6 بار زمين لرزه خونمونو لرزوند به همين دليل ***********************
خانواده تصميم گرفتن برن شب رو توي پارك ساحلي بمونن ولي من با اونا نرفتم****************
ساعت 2:50 بامداد بود كه با تكون تكون خردناي زمين از خواب پريدم و رفتم توي حياط***********
حدود 10 دقيقه اي بيرون موندم ولي خواب امونم نداد وبرگشتم توي خونه . هنوز سرمو روي بالش******
نذاشته بودم كه بازم زمين شروع كرد به لرزيدن .خلاصه از موندنم توي خونه پشيمون شدم.بازم يه 10دقيقه
بيرون موندم وبعدش برگشتم توي خونه.البته اين بار ديگه جرات نكردم بخوابم . خيلي سريع لباسامو******
پوشيدم و به همراه داداشم زنگ زدم وآدرس اون جايي روكه رفته بودن گرفتم .كليد ماشينم **********
رو برداشتم ودر خونه رو قفل كردم . حالا هركاري ميكردم ماشين استارت نميخورد.*************
خلاصه بعد از كلي سرو كله زدن با ماشين اون رو روشنش كردم وبه طرف******************
پارك حركت كردم. شهر خيلي شلوغ بود واكثر مردم به خيابان ها و***********************
پارك ها پناه اورده بودن.يكي دو خيابون ديگه به پارك مونده ***************************
بود كه ماشين به پت پت افتاد وخاموش شد.اصلا مثل ********************************
اين كه ديشب شب ما نبود.ماشين رو همون جا *************************************
گذاشنموبقيه راه رو پياده رفتم.تا ساعت******************************************
4:30 توي پارك بوديم .بعدش براي**********************************************
سحري به خونه برگشتيم.حالام كه************************************************
من بايد برم سراغ يه تعميركار *************************************************
تاماشينم رو درست كنه...****************************************************
تا آپ بعدي باييييي********************************************************
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم شهریور 1387
ساعت 6:8 توسط سعید دانی
|
|